بر هیچکس پوشیده نیست که اولین قدم برای موفقیت در تحلیل تکنیکال، یادگیری تحلیل و معامله به روش کندل شناسی است. اگر شما در کندل شناسی به مهارت بالایی نرسید، سایر روشهای تحلیلی هیچ گونه کاربردی برای شما نخواهند داشت.
در این مقاله به 4 اشتباه رایج در کندل شناسی میپردازیم تا شما بتوانید به درستترین شکل ممکن الگوها را شناسایی کرده و از آنها بهره ببرید.
1- عدم توجه به روند شناسی
اگر شما ملاکهای تشخیص یک الگو کندل استیک را بدانید ولی به روند ماقبل آن توجه نکنید، در اکثر مواقع الگوهای اشتباهی را شناسایی خواهید کرد.
افراد زیادی هستند که معیارهای ساختاری الگو را به خوبی میدانند اما چون به روند ماقبل الگو توجه ندارند دچار خطای تحلیلی میشوند.
برای تشخیص روند ابتدا باید ببینید که به دنبال کدام الگوی بازگشتی هستید.
الگوهای بازگشتی وظیفه دارند که پایان یک روند قیمتی را به شما نشان دهند؛به عبارتی دیگر باید به شما بگویند که در آینده قیمتی میخواهد به کدام سمت حرکت کند.
اگر الگو بازگشتی بخواهد به روند صعودی اشاره کند در نتیجه روند ماقبل الگو باید نزولی باشد.
نمونه ای از آن الگو پوشای صعودی است که در سهام وبصادر اتفاق افتاده است.

روند ماقبل الگو نزولی بوده و در نتیجه الگو مشخص شده میخواهد که روند نزولی را به روند صعودی تبدیل کند.
از طرف دیگر اگر الگو بازگشتی باشد و بخواهد که به تشکیل شدن روند نزولی اشاره کند؛ باید روند ماقبل الگو باید صعودی باشد.
نمونهای از آن الگو ابرسیاه است که در تصویر زیر مشخص شده است.

این نکته بسیار اهمیت دارد زیرا وجود روندهای قیمتی است که به الگوها اعتبار و شخصیت میدهد.
اگر به روند ماقبل الگو توجه نکنید به ساختارهایی برخورد میکنید که از نظر ظاهری الگوی شمعی درستی را ایجاد کردهاند ولی ارزش معاملاتی ندارند چرا که روند ماقبل آنها اشتباه است.
تصویر زیر نمودار سهم بجهرم و تاپکیش را نشان میدهد که در آن صرفا از نظر ظاهری دو ساختار پوشا نزولی و نفوذی تشکیل شده است. اما به هیچ عنوان اعتبار برای ما ندارد چرا که روند ما قبل آنها اشتباه است.


برای جمع بندی این نکته، به موارد زیر توجه کنید و آنها را به ذهن بسپارید:
روند ماقبل الگوهای زیر باید نزولی باشد:
- چکش (Hammer)
- چکش معکوس (Inverted Hammer)
- هارامی صعودی (Bullish Harami)
- پوشا صعودی (Bullish Engulfing)
- TNP صعودی
- نفوذی (Piercing)
- ستاره صبحگاهی (Morning star)
- به یاد داشته باشید که الگوهای بالا روند نزولی را به روند صعودی تبدیل میکنند.
روند ماقبل الگوهای زیر باید صعودی باشد:
- ستاره ثاقب (Shooting Star)
- مرد دارآویز (Hanging man)
- هارامی نزولی (Bearish Harami)
- پوشا نزولی (Bearish Engulfing)
- TNP نزولی
- پوشش ابر سیاه (Dark cloud cover)
- TDC
- ستاره عصرگاهی (Evening Star)
- به یاد داشته باشید که الگوهای بالا روند صعودی را به روند نزولی تبدیل میکنند.
2- تحلیل فقط با کندل شناسی
اگر فکر میکنید که صرفا با پیدا کردن الگوهای کندل استیک میتوانید در بازار موفق شوید، سخت در اشتباه هستید.
کندلی شناسی در تحلیل تکنیکال به تنهایی نمیتواند به عنوان یک استراتژی قدرتمند عمل کند.
این ناتوانی به دو علت است:
- 1- کندلها اهداف قیمتی نمیدهند.یعنی وقتی الگویی مانند پوشا نزولی را شناسایی میکنید، نمیتوانید بر اساس الگو پوشا نزولی مشخص کنید که بازار تا کجا به احتمال زیاد نزول خواهد کرد. برای الگوهای صعودی هم همین طور است.
- 2- همه الگوهای شمعی موفق عمل نمیکنند. روزانه صدها الگوی کندلی در بازار اتفاق میافتد اما تمام آنها به نتیجه دلخواه ما نمیرسند و شکست میخورند.
یکی از استراتژیهایی که در دوره مستر کورس کندل تریدینگ به صورت مفصل در مورد آن صحبت کردهایم، استراتژی ترکیب ابزارها است. به این معنا که شما باید علاوه بر دانستن الگوهای کندلی، با سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال آشنا باشید و در کنار هم از این ابزارها استفاده کنید.
تصویر زیر نمونه ای از این مورد را نشان میدهد.

این نمودار مربوط به سهم وآذر است.این تحلیل را در تاریخ 1402/5/20 در سایت نهایتنگر (ارشن) منتشر کردم. و اعتقاد داشتم که بازار با ساختن الگو ABC رو به سمت پایین حرکت خواهد کرد.
در این تحلیل از ابزارهایی مانند فیبوناچی،پنجرههای قیمتی،چنگال آندروز و میانگینهای متحرک استفاده کردم. و در کنار این ابزار ها الگوهای کندلی را نیز مورد بررسی قرار دادم. تصویر زیر الگو ابر سیاه را در منطقه مقاومتی نشان میدهد.

3- عدم توجه به زمینه نمودار(Context)
قبل از اینکه در مورد این موضوع صحبت کنیم به سوال زیر پاسخ دهید.
ترجیح میدهید با کدام الگو ستاره عصرگاهی معامله کنید؟

پاسخ این است که فعلا با هیچ کدام نمیتوانیم معامله کنیم.
ممکن است برخی از تحلیلگران ترجیح بدهند که با الگو شماره 1 معامله کنند زیرا کندل سوم بدنه کشیده ای دارد که قدرت بالای فروش را نشان میدهد.
این استدلال از تظر ساختار الگویی درست است. اما از دیدگاه کسی که با کندل تریدینگ آشنا است، به هیچ عنوان درست نیست.
دلیل آن این است که ما دقیقا نمیدانیم که این الگوها در کدام قسمت از نمودار تشکیل شدهاند.
برای روشن شدن این موضوع به تصاویر و توضیحات مربوطه زیر توجه کنید.
تصویر شماره 1 الگو را به درستی نشان داده و روند ما قبل آن هم درست است.اما مشکلی که دارد این است که کندل ها مقاومت استاتیکی را رو به سمت بالا شکستهاند و بالای آن بسته شده است. زمانی که این اتفاق رخ میدهد انتظار داریم در ادامه بازار رو به سمت بالا حرکت کند.

در تصویر شماره 2 ساختار الگو و روند ما قبل آن درست است. در این حالت قیمت همزمان وارد منطقه مقاومتی شده است که به وسیله فیبوناچی شناسایی کردهایم. و فعلا مقاومت را نشکسته است.

با این تفاسیر ترجیح میدهید با کدام الگو معامله کنید؟
نتیجه تحلیلها پاسخ این سوال است.

الگو شماره 1 به راحتی شکست خورد.
در نقطه مقابل آن، الگو شماره 2 به زیبایی بازگشت قیمت را ایجاد کرد.

موضوعی که الان بررسی کردیم دقیقا به بحث context یا زمینه نمودار اشاره میکند. به زبان ساده وقتی شما الگویی را شناسایی میکنید صرف نظر از اینکه ظاهر الگو چقدر اعتبار دارد؛ باید نگاه کنید که الگو در کجا ساخته میشود.
- الگو اگر قدرتمند باشد ولی در جای نامناسب رخ داده باشد، به هیچ عنوان ارزش معامله را ندارد.
- اما در عین حال الگویی اگر اعتبار کمی داشته باشد اما در جایی جذابی رخ داده باشد ارزش معامله کردن را دارد.
مثال بسیار ملموس آن این است که فرض کنید به یک مراسم عروسی دعوت شدهاید اما به داماد و عروس به جای تبریک، تسلیت بگویید. طبیعی است که اصلا چهره خوشایندی ندارد با این که حرف شما دارای توهین و ناسزا نیست اما چون در مکان نامناسبی گفته شده است باعث آزردگی دیگران میشود.
در بازارهای مالی نیز همین جریان صادق است. الگویی که ظاهر بهتری دارد به این معنا نیست که حتما باید بر اساس آن معامله کنید، بلکه در ابتدا باید ببینید الگو در کجا ساخته شده است.
پس امیدوارم درک کرده باشید که بحث کندل شناسی و معامله بر اساس کندل ها یک بحث کاملا تخصصی و فراتر از حفظ کردن نام و ساختار الگوها است.
4- عدم درک مفهوم کندلشناسی
درک و تفکر نادرست از هر موضوعی باعث میشود که نتوانیم به درستی از آن موضوع بهره ببریم. در زیر به چند درک اشتباه از کندل شناسی اشاره میکنیم.
1-کندلها هدف قیمتی میدهند.
این جمله بسیار غلط است. به یاد داشته باشید که کندل ها نمیتوانند به شما بگویند که بازار تا کجا میتواند رشد کند. اما میتوانند به شما بگویند که بازار به احتمال زیاد در کجا روندشان معکوس میشود و یا از کجا به ادامه روند ماقبل خود ادامه خواهند داد.
برای پیدا کردن حد سود باید از سایر ابزار های تحلیل تکنیکال مانند حمایت و مقاومت،فیبوناچی،کانال های قیمتی و …. استفاده کنید.
2-یک الگو مشخص در هر بار نتایج یکسان میدهد.
برای درک اشتباه بودن این عبارت به تصویر زیر توجه کنید.


در تصویر شماره 1 قیمت بعد از الگو پوشا صعودی یک روند جدید را آغاز کرده و رشد خوبی را تجربه کرده ولی در تصویر شماره 2 چنین اتفاقی نیفتاده و قیمت کمی رو به سمت بالا آمده و دوباره به روند نزولی ادامه داده است. (هر دو نمودار مربوط به سهم شاراک است.) این تصویر دو نتیجه مهم دارد:
1-الگو های بازگشتی همیشه بازگشت های قدرتمند و بزرگ ایجاد نمیکند.
2-یک الگو مشخص در هر بازار و در هر سهم به خصوص، نتایج یکسان ایجاد نمیکند.
در مورد الگوهای ادامه دهنده نیز به همین صورت است. فرض کنید روند نزولی داریم و الگوی تاسوکی نزولی ساخته میشود. ساخته شدن این الگو به این معنی است که پس از آن قیمت باید روند نزولی پرقدرت و بزرگی بسازد. با این حال ممکن است که صرفا یک حرکت نزولی کوچک ایجاد کند و سپس صعود کند.
3-ورود سریع هنگام ساخته شدن الگو
زمانی که یک الگو کندلی ساخته میشود به معنای این نیست که بلافاصله باید وارد معامله خرید یا فروش شویم. بلکه باید برای هر الگوی کندلی استراتژیهای معاملاتی مختلفی داشته باشیم. بدانیم در چه صورت باید وارد شویم؟ در کجا باید وارد شویم؟ و ….
- در بخشی از دوره مستر کورس کندل تریدینگ، 70 جلسه در مورد کندل شناسی و استراتژیهای مختلف آن صحبت کردهایم.
4-همه کف و سقفها الگوهای شمعی میسازند.
این جمله هم بسیار اشتباه است. بهتر است بگوییم الگوهای شمعی در اکثر سقف و کفها ساخته میشود. به همین خاطر معامله کردن بر اساس کندلها محدوده به حفظ کردن شکل و ظاهر الگو نیست. باید بتوانید روانشناسی و تبادل قدرت بین خریداران و فرشندگان را با نگاه به هر کندلی توصیف و درک کنید حتی اگر آن کندل، الگوی خاصی را تشکیل نداده باشد.